> حــــقــــوقــــدان
حــقــوقـدان
من راي ميدهم
به قاليباف
سردار قاليباف
سردار خلبان قاليباف
سردار خلبان دكتر قاليباف
چرا؟؟؟
چون در زمان او بود كه نيروي انتظامي سامان گرفت .
چون درزمان او بود كه نيروهاي ويژه سوار بر لندكروز مشكي در خيابانهاي پايتخت تاختند و جوانان را به بهانه‌هاي واهي به چوب و چماق و مشت بستند .
چون در زمان او بود كه پليس ايران طعم مدرن بودن را چشيد و بربنزهاي كلاسيك ( بخوانيد الگانس ) سوار شد و ديد كه خورديي بهتر از پيكان نيز براي نيروي انتظامي وجود دارد .
چون درزمان او بود كه امنيت بر شهرها و حومه مستولي گشت و همهجا امن و امان شد ( نگيد بيجه چي بود . اون يه استثنا بود و درزمان هركسي ممكنه پيش بياد ) .
چون درزمان بودنش هيچ مدرسه‌اي مورد هجوم ارازل و اوباش واقع نشد و ديديم كه بارفتنش دريك روز دومدرسه به آشوب كشيده شد .
درزمان او بود كه فعالان به اداره‌ي اماكن احضار شدند و سر از اداره‌ي . . . اطلاعات بيرون نياوردند .
چون درزمان او بود كه بدحجابان را سوار بر ميني‌بوس‌هاي كولردار كرده و درشهر گرداندند .
چون درهمان دوران بود كه نيروهاي مدرن انتظامي درجريان گروگانگيري درخانه‌ي تاجري درتهران به‌ضرب گلوله فرزند صاحبخانه را كشتند .
درزمان او بود كه پاهاي برهنه دختركان شهر را درگوني پراز سوسك ميكردند تا بفهمانند كه بايد پوشيده بود و خودرا از نگاه بلهوسان شهر پنخان داشت .
قاليباف امروز از اقدامات فرهنگي براي مبارزه با بدحجابي سخن ميگويد درحاليكه برخورد فيزيكي پليس دردوران او از سرگرفته شد.
كدام را باور كنيم حرف يا عمل را .
من به قاليباف راي ميدهم چه بخواهيد ، چه نخواهيد .
مقاله زير را حتماً بخوانيد‌:
برگرفته از سايت گويا



فيلم انتخاباتي قاليباف با 500 ميليون تومان ساخته مي شود، ساناز بقايي
خبرها حاكي از موافقت خامنه اي با كانديداتوري قاليباف و اجماع همه جناح راست بر روي وي است. خامنه اي گفته كه بايد در محافل خصوصي و از قول او، قاليباف تاييد شود و نه در ملاء عام .
در آخرين نظر سنجي هاي صورت گرفته قاليباف بيشترين شانس را در ميان ديگر كانديداهاي جناح راست براي رقابت با هاشمي رفسنجاني و تنها كانديداي اصلاح طلبان، مصطفي معين، بدست آورده است.اين موضوع موجب شده تا در ميان تصميم گيران و سران جناح راست اختلاف شديدي بروز كند. تا پيش از اين تمامي رايزني ها كه به اتكاء بزرگان جناح راست گرفته مي شد، بر اين محور قرار داشت كه همه بايد زير پرچم لاريجاني قد علم كنند. اما وارد شدن قاليبلف به صحنه ورق را به ضرر لاريجاني برگردانده است. در واقع تا كنون بزرگترين بازنده رقابت هاي دروني جناخ راست، لاريجاني است . او از يكي دو سال پيش براي اين كار خيز خود را برداشته بود، اما اينك به سد بزگي به نام قاليباف برخورده است.خبر هاي رسيده از درون محافل جناح راست حاكي است كه لاريجاني از اين بابت به شدت نگران است و بر اين باور است كه دوستان او در تلويزيون، كه بسيار بر همراهي آنها با خودش حساب باز كرده بود به او خيانت كرده اند و در حال تقويت موضع قاليباف بر آمده اند. از سوي ديگر گردانندگان تلويزيون به لاريجاني گقته اند كه ما فريب خورديم و هرگز باور نمي كرديم برنامه "صندلي داغ" قاليباف در ايام نوروز، تا به اين حد بتواند در افزايش محبوبيت قاليباف نقش داشته باشد. با اين همه لاريجاني اين حرفها را بهانه ايي براي توجيه خيانت هاي دوستان سابق خود مي داند و همچنان از آنها ناراضي است. از سوي ديگر خبر رسيده كه قرار شده كيهان، روزنامه تندرو جناح راست، مستقيما در دفاع از قاليباف اقدامي انجام ندهد تا شايعه وابستگي قاليباف به راست موجب كاهش اعتماد راي دهندگان احتمالي به وي نشود. به نظر مي رسد كه تاكنون اين سياست جواب داده است. چرا كه براي بسياري از روزنامه نگاران خارجي مستقر در تهران كه براي رصد تحولات انتخابات در ايران حضور دارند، قاليباف فردي ناشناخته است و تعداي از آنها وي را كانديداي اصلاح طلبان فرض كرده اند.از سوي ديگر خبرها حاكي از موافقت خامنه اي با كانديداتوري قاليباف و اجماع همه جناح راست بر روي وي است. خامنه اي گفته كه بايد در محافل خصوصي و از قول او، قاليباف تاييد شود و نه در ملاء عام. همچنين كروبي كه خود را برنده واقعي اين انتخابات مي داند از حضور قاليباف به شدت ترسيده است.
اما چرا قاليباف چنين يكه تاز شده است؟
وي از مشاوران برجسته اي بر خورداراست. هم اكنون احمد رضا درويش به عنوان برجسته ترين مشاور تبليغاتي قاليباف عمل مي كند. او براي ساختن فيلم تبليغاتي قاليباف و دادن مشاوره به او براي اينكه چگونه در برابر دوربين هاي تلويزيوني ظاهر شود، 500 ميليون تومان دريافت كرده است . حضور قاليباف با لباس شيك غير نظامي در مقابل خبرنگاران و در روزي كه كانديداتوري خود را به طور رسمي اعلام كرد، يكي از زيركي هاي احمد رضا درويش بود. درويش براي اصلاح طلبان پيام فرستاده كه اگر شما هم به اين ميزان پول بدهيد براي شما و معين هم فيلم انتخاباتي خواهم ساخت. اين موضوع اصلاح طلبان را به شدت ناراحت كرده است. چرا كه آنها در سال هاي اخير كمك هاي بسياري به او براي ساختن فيلم هايش كرده بودند. آخرين اين كمك ها در ساختان فيلم "دوئل" بود كه هزينه اي بالغ بر يك ميليارد تومان داشته است. از سوي ديگر تعدادي از روزنامه نگاران روزنامه شرق كه مدتي در اطراف هاشمي رفسنجاني بودند با مشاهده احتمال پيروزي قاليباف راه خود را كج كرده و چند روزي است كه در اتاق فكر قاليباف ديده شده اند. شنيده شده كه بخش اعظم پول ستادهاي قاليباف از سوي دفتر رهبري و براي حمايت از او پرداخت شده، اما همچنان تلاش مي شود تا حمايت خامنه اي از او تا حد ممكن علني نشود. چرا كه احتمال ريزش شديد آراي قاليباف در صورت علني شدن آن مي رود. برنامه ريزي به گونه ايي است كه در آخرين روزهاي برگزاري انتخابات با كمك همان شيوه اي كه اعضاي شوراي شهر تهران انتخاب شدند، اين بار نيز مهدوي كني با استفاده از ابزار پر قدرت خود در بسيج نيروهاي جناح راست اين وظيفه را به خوبي پي برد.
|
شجاعترين انسانها كسي بود كه به اشتباه خود اعتراف كند و گنجي چنين كرد و تاوان اين شهامت را نيز پرداخت .

شمارش معكوس براي انتخابات شروع شده و اكثريت مردم حيرانند كه چه كنند . راي بدن يا نه و اگه خواستن راي بدن اصلاً به كي بايد راي بدن . ايني كه پشتوانه‌ي بيست‌ميليوني داشت هيچ كاري از پيش نبرد واي به حال كسي كه ميخواد با كمترين ميزان راي انتخاب بشه . البته نبايد اين نكته رو هم از نظر دور نگه داشت كه جماعت ايراني غيرقابل پيش‌بيني و تصور هستند و دقيقاً در دقيقه‌ي نود تصميمات عجيب و غريبي ميگيرن .
دوباره بگير و ببندها شروع شده و ميني‌بوسهاي نيروي انتظامي بدحجابها رو جمع ميكنن ( فكرنكنم كسي اينقدر زرنگ باشه كه بتونه تو يك روز اينهمه دختر سوار ماشينش كنه ) اين ميتونه يه هشدار باشه كه فرقي نميكنه كي بياد و هركسي هم انتخاب بشه ما كار خودمون رو ميكنيم . شايد هم يه جور بازي باشه كه بخوان با اين كار مردم رو تحريك به شركت در انتخابات كنن شايد هم چيزهاي ديگه اي مدنظرشون باشه . به هرحال هرقدر تعداد شركت كننده‌ها در انتخابات زياد باشه مشروعيت نظام در مجامع بين‌المللي بالاتر ميره . ولي من كه از هركسي ميپرسم ميگه راي بي راي . جالب اينكه چندتا از دوستام كه شديداً براي مشاركت و نامزدي معين در حال فعاليت هستند و روز دوشنبه هم كه معين تو دانشكده‌ي كشاورزي رشت سخنراني داشت حضور فعالي داشتن دليلي براي راي دادن نميبينن و در جواب سوال من مبني براينكه پس چرا فعاليت ميكنين فقط يه لبخند تحويل دادند و بس .
خلاصه ما مونديم كه چه كار كنيم . اگه اونوريا بيان كه واويلا اگه اينوريا هم بيان دوباره چهارسال حرف خالي و وعده و وعيد .

|
اي داد ، اي بيداد ، آقا اين چه مسخره بازيه آخه . مگه ميشه آدم با خانواده بره عروسي اونوقت يك‌ساعت و نيم بيرون منتظر بشه كه چي قراره اماكن بياد سركشي و بعدش مردا ميتونن برن تو .
بيچاره كسايي كه تازه ازدواج كردن و ميخوان باهم برن عروسي و فقط يكيشون صاحب مجلس و ميشناسه و اونيكي بايد تنها و غريب بره قاطي بقيه مهمونا و يا اينكه بيرون باشه . مثل من كه ديشب يكساعت و نيم تو ماشين لالا كردم تا وقت مختلط شدن برسه . صحنه‌ي خنده‌داري بود . مردا همه ويلان و سرگردان پراكنده بودن و عده‌اي هم تو سالن غذاخوري مشغول گپ زدن و سيگار كشيدن بودن .
در عوض وقتي اذن دخول داده شد و آقايون هم رخصت پيدا كردن كه وارد سالن بشن واقعاً ديدني بود . همه مشغول قردادن درذ زير جديدترين و مدرنترين نورپردازيها و فلاش و حباب و دود و مه و كف و . . . .
ديدنيترين صحنه‌اي كه ديدم نوشيدن انواع مشروبات و الكلي و دود دم در فضاي باز و در كنار خيابان و يا حتي در درون سالن بود . انگار فقط همون يكو نيم ساعت بايد اسلام حفظ ميشد و بقيه‌ي اوقات مهم نبود .
خلاصه جاتون خالي تا ســـه صبح قر داديم و سوت زديم و چشم چروني كرديم ، البته راستشو بخواين نميشد چشم چروني كرد چون سالن تيره و تار بود از اين جلوه‌هاي ويژه ولي درعوض خيالمون راحت بود كه محاله پليس و يا هركس ديگري مانع اين خوشي و قر و قميش بشه .
پاهام درد ميكنه . . . .
|

در مورد پست5/4/2005 دوستان نظرات جالبي داده بودند مخصوصاً دونفر آخر كه من عيناً نظراتشون رو اينجا مينويسم .آقاي عدالتخواه كه من ازتون ميخوام حتماً يه سر بهش بزنين چون مطالب جالبي مينويسه نظر داده : سلام... من هم حقوقدانم... (دانشجوی حقوق)... به نظرم هم به شما بايد آفرين گفت با اين تحليل های عالی(و اين نکته سنجتون!!!!!!!!) چون از اين مسخره تر نمی شد. بعد هم اينکه قانون ما به پائين تنه گير داده يا شما نويسنده محترم؟ ... از بين همه پيامبران جرجيس رو انتخاب کرديد!... البته در تحليل ها علاقات شما رو نمی توان ناديده گرفت... نکته بعد هم اينکه در باب تفاوت دو بيضه و دقت اسلام... بيضه سمت چپ دو سوم اسپرم و بيضه سمت راست يک سوم اسپرم را توليد می کند.... بعد هم بگوئيد اسلام چنان و... حقوقدانيتان من رو کشته ... يا علی مدد
و خانم زهره نيز بدون ذكر آدرس و ايميلي از خود چنين گفته اند : در مورد ديه زن:ديه زن معمولا به همسرش ميرسه و از مرد هم بر عکس فکر می کنم ديگه قضیه را متوجه شده باشيد زن در زمان حياتش اگر همسرش بميرد به پول بيشتر نياز دارد تا مردی همسرش بميرد بهتر است قبل از پيش داوری کردن کمی فکر کنيم نه سريع عکس العمل تند نشان دهيم .
البته تحليل هردو عزيز قابل احترام و تفكر است و اميدوارم شما نيز پاسخ خودتون رو گرفته باشيد .
امروز هم ميخوام اين چند ماده رو باهم مقايسه كنم شايد دوستان بتونن نظرات جالب و مفيدي ارائه كنند .
ماده‌ي 899 قانون مدني : شوهر درصورت نبودن اولاد براي متوفي نصف تركه را ارث ميبرد و در صورت داشتن فرزند ولو از همسر ديگر ربع تركه را ارث ميبرد .
ماده‌ي 900 قانون مدني : زن در صورت فوت همسر اگر بدون اولاد باشد ربع تركه را ارث ميبرد .
ماده‌ي 901 قانون مدني : درصورت فوت شوهر باداشتن اولاد ثمن( يك هشتم ) مال به همسر ميرسد .
چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا ؟
|
باز هم هوا گرم شد و بحث هميشگيه بي‌حجابي داغ .
الان چند روزي ميشه كه ماشينهاي نيروي انتظامي همراه با يك عدد ميني‌بوس به خيابانها ميان و خانمهاي بدحجاب رو با عزت و احترام سوار ميكنن و به كلانتريها ميسپارند تا فردا صبح راهي دادگاه بشن .
تبصره‌ي ماده‌ي 638 قانون مجازات اسلامي مجازات براي زناني كه بدون حجاب شرعي درمعابر و انظار عمومي ظاهر شوند حبس از ده روز تا دوماه و يا از پنجاه‌هزار تا پانصدهزار ريال جزاي نقدي تعيين كرده است .
حجاب شرعي يعني اينكه فقط گردي صورت و دستها آنهم از مچ به پايين نمايان بوده و بقيه بايد حتماً داراي پوشش باشد .
در طول ساليان گذشته همواره بحث بر سر اين موضوع داغ بوده كه چه كساني بي حجاب و چه كساني بدحجابند درحاليكه كليه‌ي كساني كه حد فوق را رعايت نميكنند بدحجاب بوده و اصلاً در ايران كسي جرات اين را ندارد كه بخواهد بدون پوشش و يا حتي بدون پوشش موها در انظار عمومي ظاهر شود .
عرف در بعضي موارد به عنوان قانون نيز به كار ميرود يا به عبارت ديگر يكي از منابع قانونگذتري عرف است و در طول ساليان متمادي عرف پوشش مردم نيز تغيير كرده است آيا بهتر نيست كه به جاي برخورد قهرآميز با اين پديده كه امروز اكثريت جامعه‌ي جوان ما با آن كنار آمده اند و يا بهتر بگويم پذيراي آنند اين نيرو را صرف كارها و امورات مهمتري نميايند كه به حال جامعه و مردم مفيدتر باشد .
پ.ن . پست قبلي . ماده 1146قانون مدني : طلاق خلع آنست كه زن به‌واسطه‌ي كراهتي كه از شوهر خود دارد درمقابل مالي كه به شوهر ميدهد طلاق بگيرد اعم از اينكه مال مزبور عين مهر يا معادل آن و يا بيشتر و يا كمتر از مهر باشد .
|
تاحالا شنيديد مردي به زنش ، به همسرش تجاوز كنه .
شب اول ازدواج ميتونه بهترين و به ياد ماندني ترين شب زندگي يه زن باشه .
ولي هستند كساني كه هنوز تو دوره‌ي جاهليت زندگي ميكنن .
رفته بودم دادگاه .
خواهر دوستم رو ديدم اومده بود به حكمش اعتراض كنه .
با طلاقش موافقت نشده بود و يا درعبارتي دادگاه به نفع مرد حكم داده بود .
ماجرا از اين قرار بود كه اين دخترخانم با مردي عقد ميكنه كه از هرنظر شرايط خوبي داشته هم تحصيلكرده بوده و هم پولدار و . . . ولي در زماني كه عقد بودن مدام سربه سر دختره ميذاشته و كتك و كتك‌كاري .
روز عروسيشون هم بارها اشك زنش رو درمياره و خلاصه چشمتون روز بد نبينه كه شب اول ازدواج آنچنان به جان دخمرك قصه ما ميفته كه تا ده روز خونريزي داشته و نميتونسته نزديكي كنه و در شبهاي بعد كه معذور از برقراري روابط جنسي بوده شوهرش چاقو ميذاشته زير گلوش و اونو مجبور ميكرده كه از راه‌هاي غيرمتعارف ارضاش كنه . زندگيشون به 8 روز نميكشه و دختره فرار ميكنه خونه باباش . تاالان كلي خرج كردن و پول وكيل دادن ولي هنوز نتيجه نگرفتن چون چنين چيزي ثابت شده نيست و طلاق خلع هم به اين راحتي ممكن نيست . حالا بماند كه اين فرشته معصوم بعد از طلاق از دست اين نره خر تا مدتها نميتونه زندگي سالم داشته باشه چون از نظر رواني حسابي به هم ريخته بود . گواهي بيمارستان هم ضميمه‌ي پرونده بود كه يه شب از بس كتك ميخوره زبونش بند مياد و كارش به بيمارستان ميكشه ولي هنوز دادگاه اينارو قبول نداره .
نكته جالب اينكه پسره از اون بچه مسلموناش بوده .
فرق اين آدم با كسي‌كه كسي رو ميدزده و بدون رضايتش باهاش نزديكي ميكنه چيه ؟
آيا ميشه اسم ديگري جز تجاوز رو اين اقدام گذاشت .
كار ما فقط شده دعا . براش دعا كنين كه كارش تو تجديد نظر درست شه و زودتر طلاق بگيره .
|
چند سالي ميشه كه صبح اولين روز از ماه ربيع‌الاول مردم ميرن در مساجد محل و به خاطر پايان ماه صفر و شروع ماه ربيع‌الاول دعا و نماز و به نوعي دردودل ميكنن و حاجت ميخوان .
چهارسالي هست كه من هم شدم پاي ثابت اين كار و الان هم تازه اومدم خونه . حالا جالب اينه كه اكثر كساني هم كه ميان خانمها و دخترهاي جوونن و يكي دو سالي ميشه كه روشن كردن شمع هم بهش اضافه شده .
جالب اينه كه باتوجه به اينكه هيچ روايت و سندي مبني بر صحت اين كار وجود نداره ولي هرسال تعداد كساني كه ميان بيشتر از سال قبل هستش . شايد به اين دليل كه مردم گرفتارتر شدن و ديگه كسي رو نميشه پيدا كرد كه مشكلي تو زندگيش نداشته باشه و محتاج به دعا و اينكارها نباشه .
اين مسجد محله ما يه متولي داره كه سر صبح بدجوري پاچه ميگيره و از اونجا كه فقط سالي يكبار اين جماعت كله سحر ميرن دم مسجد اونم از اين فرصت استفاده كرده و حسابي دق و دليشو خالي ميكنه . امروز گير داده بود به شمعها كه چرا دم در مسجد و كنار ديوار شمع روشن ميكنن . خوشتون مياد كسي جلو در خونتون شمع روشن كنه ، برين دم پياده رو اينكار رو بكنين يه خانمي هم گير داده بود كه ما از مسجد حاجت ميخوايم ( مگه مسجد حاجت ميده ؟؟) خلاصه نزديك بود دادو بيداد بشه اساسي .
اميدوارم خدا كمك كنه به خواسته ‌ها و آرزوهام برسم و اين جانوران 1 ، 2 ، 3 ، 4 هم هرچه زودتر به سلامتي خودشون دست پيدا كنن كه دم در مسجد هم مخصوصاً اين جانور بدتركيب فكرش تو ذهنم بود كه براش دعا كنم ، مخصوصاً كه ديگه هم قرار نيست بنويسه و همه مارو از شر نوشته‌هاش راحت كرد . براش دعا كنين كه حالش خوب بشه .
|

امسال عيد يه سررسيد به دستم رسيد از ايران خودرو و اطلاعات جالبي توش بود كه ميخوام اينجا بزارم تا همه ازش استفاده كنن .
1 . اولين سانحه‌ي تصادف منتهي به فوت در سال 1305 هجري شمسي روي دادكه اتومبيلي به درشكه‌ي حامل درويش‌خان موسيقي‌دان بزرگ ايران برخورد كرد و منجر به مرگ درويش‌علي‌خان شد و سانحه‌ي بعدي ، كشته شدن عباسقلي ‌خان باقرزاده در روز سه‌شنبه 12/8/1307 بود كه اتومبيل خالي از سرنشين ناصرالسلطنه كه راننده‌ي آن غفلت ورزيده بود ، با وي برخورد كرد و منجر به فوت باقرزاده شد .
2 . اولين طرح ترافيك در ايران درسال 1324 شمسي بامنع ورود چهارپايان باربر به محوطه‌ي ميدان ارگ ( باغ گلشن ) اجرا شد .
3 . اولين مقررات عبور و مرور در ايران در سال 1303 به عنوان نظامنامه‌ي درشكه‌اي عمومي به تصويب رسيد كه درشكه‌ها را ملزم به پلاك‌گذاري و هدايت‌كنندگان درشكه را مشمول مقررات دارا بودن گواهينامه‌ي درشكه‌راني كرد .
4 . اولين زني كه در ايران گواهينامه‌ي رانندگي گرفت خانم جهانباني بود كه در سال 1319 موفق به دريافت آن گرديد .
5 . اولين اتومبيل بخار قبل از مظفرالدين شاه در دوران ناصرالدين شاه به ايران آورده شد اما معيوب و در بيابان باقي ماند .
6 . اولين شوفر ايراني يك فرانسوي بود كه با حقوق ماهيانه 700 فرانك به استخدام مظفرالدين شاه درآمد .
7 . اولين گاري‌خانه‌اي كه نام گاراژ گرفت گاري‌خانه‌ي سيد اسدالله در سه راه امين حضور بود كه پس از قانون سجل احوال و سجل گرفتن به اسم حسين در آمد و به شيشه‌ي در دكان گاريخانه‌اش نوشت گاراژ حسيني .
8 . اولين ايراني كه موفق به يادگيري فن رانندگي شد سيد احمد ميرسپاس شوفر وثوق‌الدوله بود كه بعدها راننده‌ي احمد شاه شد .
9 . اولين اداره‌ي راهنمايي و رانندگي تهران درسال 1300 قمري در اداره‌ي پليس به نام شعبه‌‌‌ي آلات ناقله در خيابان باب همايون ( درب اندروني سابق ) تاسيس و با ده مامور از بين پاسبانها انتخاب شده بودند ، امور مربوط به عبور و مرور را در دست گرفت و علامت مشخصه‌ي آن بازوبند سفيدي بود كه به بازوي چپ ميبستند و رياست اين شعبه به نام فتح‌الله‌خان بهنام واگذار شد .
10 . اولين اتومبيل وارد شده به ايران را دو دستگاه رنو ميدانند كه توسط مظرالدين شاه در يكي از سفرهايش به فرنگ در سال 1279 خريداري شد كه راننده‌ي اين دو دستگاه نيز همراه با خريد ماشين استخدام شد .
|
ماده 435 قانون مجازات اسلامي : قطع بيضه‌ي چپ دو ثلث ديه و قطع بيضه‌ي راست ثلث ديه دارد .
ماده 479 قانون مجازات اسلامي : هرگاه آلت زنانه كلاً قطع شود ديه‌ي كامل دارد .
ماده 300 قانون مجازات اسلامي : ديه‌ي قتل زن مسلمان خواه عمدي ، خواه غير عمدي نصف ديه‌ي مرد مسلمان است .
چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا ؟
|
يكي از دوستام دبير حق‌التدريسه .
دو روز قبل از طرف آموزش و پرورش خبر دادن كه چون شما يكماه كم دارين نميتونيم استخدامتون كنيم .حالا اونم لج كرده كه ديگه نميرم مدرسه .
كلي باهاش صحبت كردم كه راضي شه ولي گوشش بدهكار نبود . البته دلايلش هم معقول و منطقي بود . ميگفت روزهاي اول كارش سرشار از انرژي و انگيزه بود و آنچنان براي دانش‌آموزان مايه ميذاشت كه همه تعجب ميكردن و كلي معروف شده بود ولي بعد از يه مدت كه از شروع كارش گذشت و حقوقش رو دريافت كرد و ديد كه كسي براي اين همه زحمت تره هم خٌرد نميكنه ديگه از اونهمه انرژي اثري نموند . ساعتي پانصدتومان با بيست‌وچهارساعت كلاس اجباري در هفته ميكنه ماهي چهل‌و هشت هزار تومان . خودتون حساب كنين براي كسي كه خرج‌كش خانوادشه اين پول چه ارزشي داره و كجاي زندگيشو ميپوشونه . حالا خدا رو شكر كه اين دوست ما اصلاً نيازي به اين كار نداشت و فقط به خاطر علاقه‌اي كه به تدريس و ارتباط با بچه‌ها داشت به اين كار مشغول بود .
با چه دلخوشي آدم تو اين مملكت ميتونه كار كنه .
|